جستجو

27 نسخه قابل چاپ
شادياخ طلوع غرورانگيز و غروب غم‌انگيز

{ هادي مدرس زاده }

با آشكار سازي ابنيه مدفون در زير خاك در منطقه شادياخ، اولين موزه معماري صحرايي به وجود خواهد آمد.
استاد شفيعي كدكني در مقدمه تاريخ نيشابور مي‌نويسد: «در نگاه من نيشابور فشرده‌اي از ايران بزرگ است» و از انديشه فلسفي خيام و اشراق و عرفان عطار و 2500 دانشمندي كه، تا سال 400 هجري قمري در نيشابور ظهور كرده‌اند و از صبحدمي كه شهره آفاق است و وسعتي كه تقريباً به اندازه همه خراسان بوده است سخن مي‌گويد. بعضي تاريخ نويسان كهن نيز بناي نيشابور را به زماني بسيار دور افسانه‌اي نسبت مي‌دهند.
بنا به روايت ابوعبدالله النيسابوري، اولين كسي كه در اين خطه قهندز را بنا گذاشت «انوش بن شيث بن آدم» بود و بعدها ذوالايكه و پس از او ايرج بن افريدون، بهمن- منوچهر و هرمز هر يك در دوران خود بناي قهندز را كه به علل مختلف ويران شده بود بازسازي و نوسازي و تجديد بنا كردند.
شابور يا شاپور فرزند هرمز شهر قديم نيشابور را در حوالي قهندز بنا كرد و در اطراف آن دستور داد خندق حفر كنند.
شاپور پس از بناي اين شهر در ديار بغداد و مداين ايوان مداين را ساخت. در ديار شام شهر انبار و در اطراف بصره شهر كرخ و بنجستان و بالاخره شهري به نام فيروز شاپور را.
تا پنجاه، شصت سال پيش، بيشتر اطلاعات و شناختي كه از دوران بيش از اسلام درباره نيشابور وجود داشت مبتني بر همين مطالب افسانه مانند بود و در متون اسلامي نيز به طور خاص سخني درباره نيشابور قبل از اسلام نيامده است.
تحقيقات باستان‌شناسي مي‌تواند تاريخ اين شهر را ترسيم كند و گذشته‌هاي دور و نزديك آن تحت بررسي و مطالعه قرار گيرد. كاوش‌هاي باستان‌شناسي كه در سال‌هاي 1936 تا 1940 و 1948 توسط هيات اعزامي از موزه متروپوليتن نيويورك به سرپرستي ويلكينسون در نقاط مختلف نيشابور انجام گرفت فضاهايي همچون حمام، بازار و مكان‌هاي مسكوني، اشياء و ظروف سفالي فلزي و سكه بدست آمد كه حكايت از تاريخ قبل و بعد از اسلام نيشابور داشت. در سال 1347 نيز كاوشهاي باستان‌شناسي توسط باستان‌شناسان ايراني به سرپرستي كامبخش فرد انجام گرفت كه به شناسايي كوره‌هاي سفالگري و روش‌هاي ساخت و پرداخت سفال در نيشابور كمك فراوان كرد. جمع‌آوري سفال‌هايي كه طي اين سلسله حفاري‌ها به دست آمد حكايت از قدمتي چهار پنج هزار ساله داشت و پيكره‌اي كه در خود نيشابور از در داخل چاهي پيدا شد مربوط به نيمه دوم هزاره سوم بيش از ميلاد بود. بنا به اظهار نظر باستان‌شناس رجبعلي لباف خانيكي در واقع مي‌شود گفت پيكره كشف شده از اين نظر اهميت دارد كه حدفاصل و نقطه پيوند تمدن‌هاي بين‌النهرين، ايران، سند، آسياي مركزي و باختر مي‌باشد نقطه عطف بسيار مهمي بود كه حكايت از آن داشت كه نيشابور زيستگاه مهم بين راهي بوده كه هم جنبه تجاري مهمي داشته و هم اقتصادي و فرهنگي.
لباف خانيكي افزود: بعد از كشف اين پيكره، در گوشه و كنار نيشابور اشيايي مربوط به دوره آهن بدست آمد. و در محلي به نام پوژندجان پايه‌هاي يك تخت يا صندلي به شكل مجسمه‌هاي يك انسان يا يك حيوان افسانه‌اي پيدا شد كه روكوب‌هاي پايه‌ها نشان مي‌داد كه تخت يا صندلي حتماً متعلق به طبقه بالاي جامعه و اشراف است و نمي‌تواند عموميت داشته باشد به علاوه سكه و نگين بسياري به دست آمد كه حاكي از شكوه و عظمت اين شهر در قبل از اسلام بود.
لباف خانيكي آن گاه با اشاره به اهميت نيشابور در ازمنه مختلف گفت: متون مهم اسلامي از قبيل تاريخ طبري، تاريخ يعقوبي، كامل بن اثير، فتوح‌البلدان … همه از فتح نيشابور به عنوان يك واقعه مهم تاريخي ياد كرده‌اند كه دليل بر اهميت اين شهر در پايان دوره ساساني است.

تولد شادياخ …
در اوايل اسلام هم با وجود آن كه مرو در واقع دارالخلافه و دارالحكومه اسلام بود نيشابور امور فرهنگي ايران و اسلام را نمايندگي مي‌كرد و در اوايل قرن سوم هجري، با روي كار آمدن عبدالله طاهر نخستين حاكم ايراني، نيشابور مركز حكومت او تعيين شد و در واقع نيشابور مركزيت حكومت ايراني و اسلامي به خود گرفت. به سرعت رشد كرد و در قرن چهارم هجري يعني زمان سامانيان عظمت اين شهر به جايي رسيد كه بازار نيشابور حدود 6 كيلومتر طول داشت.
در اين شهر 36 مدرسه وجود داشت و اگر بدانيم كه مدارس آن زمان خود حكم دانشگاهي را داشته است به اهميت وجود اين تعداد مدرسه بهتر و بيشتر پي مي‌بريم.
خليفه الحاكم نيسابوري در تاريخ نيشابور بيش از 2500 عالم فرهيخته نيشابوري را در تاريخ خود نام برده است و در همين اوايل قرن سوم واقعه مهم ديگري كه اتفاق افتاد تولد شادياخ بود.
هنگامي كه عبدالله بن طاهر اولين حاكم ايراني به حكومت رسيد و مركز حكومت او نيشابور تعيين شد حضور سپاهيان عبدالله بن طاهر در داخل شهر موجب گرديد تا اهالي از او تقاضا كنند براي جلوگيري از مزاحمت‌هاي احتمالي سپاهيانش را از نيشابور خارج سازد و او نيز به خواسته مردم پاسخ مثبت داد و سپاهيانش را در بوستاني كه همجوار محلات خواست، جلال‌آباد و محمدآباد در غرب نيشابور بود مستقر ساخت. عبدالله بن طاهر پس از انتقال سپاهيانش به اين بوستان كه شادياخ ناميده مي‌شد اردوگاهي براي آنها احداث كرد. بعد، درصدد برآمد كه خود نيز در همان محل ساكن شود و در سال 205 هجري قمري در مركز شادياخ كاخ زيبايي براي سكونت خود بنا كرد. از آن زمان به بعد شادياخ عملاً به دارالحكومه نيشابور تبديل شد زيرا:
اميران و حكامي كه پس از طاهر بر نيشابور حاكم شدند نه تنها شادياخ را براي اقامت خود و نزديكانشان انتخاب كردند بلكه به بازسازي و احداث كاخ‌ها و عمارت‌هاي جديد همت گماشتند همچنانكه يعقوب ليث صفاري پس از شكست سپاهيان طاهر و اسارت خود او و انتقالش به سيستان، قسمتي از عمارت شادياخ را تخريب كرد و بناي مجلل ديگري ساخت.
كاخ‌هاي زيبا و باشكوهي كه در شادياخ احداث گرديد موجب شد كه وقتي سلطان مسعود غزنوي در سال 421 هجري قمري از هرات به نيشابور آمد تاريخ نويساني همچون بيهقي نوشتند كه او در شادياخ به كاخ‌هايي قدم نهاد كه كسي همانند آن را به ياد نداشت.
8 سال بعد، وقتي طغرل سلجوقي نيشابور را فتح كرد در كاخ مسعود غزنوي در شادياخ به سال 429 هجري قمري مراسم تاجگذاريش را بر پا ساخت.
الب ارسلان سلجوقي نيز به موازات احداث ابنيه جديد، در سال 464 كاخ شادياخ را مرمت كرد و قصر با شكوهي براي پسرش ساخت كه شادكاخ نام گرفت و مراسم جشن ازدواج فرزندش را در سال 466 با شكوه فراوان در اين قصر برپا ساخت.
در دوران حكومت سلاطين سلجوقي و حضور آنها در آنجا موجب شد كه شادياخ عنوان «دارالسلطان» را نيز كسب كند.
در سال 540 زلزله مخربي در منطقه نيشابور روي داد كه موجب تخريب و انهدام اكثر ساختمان‌هاي داخل شهر و نيز آسيب فراوان به كاخ‌ها و ابنيه شادياخ گرديد. متعاقب آن در سال 548 تركان غزنوي نيشابور و شادياخ را مورد حمله و غارت قرار داده خرابي زيادي بوجود آوردند ولي سال بعد يكي از سرداران سلطان سنجر به نام مويد آي آبه زمام امور اين شهر را به دست گرفت ابنيه ويران شده شادياخ را تا حدودي مرمت و سر و سامان داد و خود نيز در آن جا مستقر شد.
مويد آي آبه نيز 20 سال بعد يعني در سال 569 مورد حمله تكش قرار گرفت و به اسارت خوارزمشاهيان درآمد او را چند پاره كردند و پسرش «طغاشاه» حاكم شادياخ شد.
تكش در سال 583 با حمله و تصرف قلمرو حكومتي طغاشاه به حكمرانيش خاتمه داد و كاخ‌هاي شادياخ محل استقرار حكام خوارزمشاهي گرديد.
درسال 605 يعني با فاصله 65 سال نيشابور و شادياخ با زلزله مخوف و ويرانگر ديگري مواجه شد بار ديگر به سختي آسيب ديد. ساخت و ساز و ترميم‌هاي ناشي از اين زلزله سال‌ها به طول انجاميد و هنگامي كه مي‌رفت آثار خرابي‌ها و غم و رنج زلزله و خسارت‌هاي جاني و مالي فراوانش به دست فراموشي سپرده شود زلزله فجيع‌تر و جانسوزتري به شكلي ديگر ايران و تمام ‌شهرهاي آن را به ويراني و نابودي كشاند و آن يورش لشگريان خونخوار و مخرب مغول بود و در سال 618 هجري قمري منطقه شادياخ پس از جنگي خونين به تصرف سپاهيان مغول درآمد و آنها، مردم بسياري را از دم تيغ گذراندند، شهر را غارت و به سختي ويران ساختند و مردمي هم كه موفق به فرار شده بودند پس از مدت‌ها فلاكت و دربدري كم كم در حوالي شادياخ گردآمده با امكانات محدود و مصالح نامرغوب و مستعمل موجود به خانه‌سازي پرداختند.
اين ساخت و سازها تا حدودي موجب رونق دوباره شادياخ شد و باعث گرديد كه شهر شادياخ عملاً جايگزين نيشابور شود و نامش در متون باقي مانده از دوره ايلخاني به جاي نام نيشابور ثبت گردد. ولي با سومين زلزله‌اي كه در سال 649 دراين منطقه روي داد به علت شدت زلزله يا به جهت استفاده از مصالح نامرغوب مستعمل، سست بنياني ساختمان‌ها شهر شادياخ ويران گرديد.
پس از اين واقعه دردناك، مردم مقاوم اين خطه باز هم از پاي نشستند و بار ديگر در محل شهر نيشابور و شادياخ به ساخت و ساز و آباداني و ترميم خرابي‌ها پرداختند.

پايان حيات …
اما ديري نگذشت كه چهارمين زلزله با قدرت و شدتي بيشتر روي داد و نيشابور و شادياخ را به كلي ويران ساخت. شدت قدرت تخريبي اين زلزله به قدري بود كه به نوشته رشيدالدين فضل‌الله، حتي پرندگان نيز از پناه ديوارها محروم شدند و بدينگونه زلزله سال 669 هجري قمري كلمه پايان را بر تاريخ حيات شادياخ ثبت كرد و شادياخ براي هميشه قابليت زيستگاهي و موقعيت سياسي و اجتماعي خود را از دست داد.
مردمي كه از اين زلزله جان سالم به در برده بودند اين بار، در اطراف بناي «مويدي» گرد آمده با ساخت و سازهايي كه به عمل آوردند شهر كنوني نيشابور را پايه‌گذاري كردند.
شادياخ از نظر شناسايي تاريخ و فرهنگ نيشابور و چه از جهت وجود معماري‌هاي دوره‌هاي مختلف داراي اهميت خاصي است.
شادياخ در واقع با كاخ مسكوني و عمارت دارالحكومه عبدالله بن طاهر متولد شد و پا گرفت و پس از طاهر، صفاريان، غزنويان، سلجوقيان خارزمشاهيان و بالاخره ايلخانان مغول و اغلب كساني كه بر نيشابور حاكم مي‌شدند يا كاخ جديدي در شادياخ ساختند و يا كاخ‌هاي ويران شده را بازسازي كردند كه در نتيجه شادياخ از مجموعه‌اي از معماري‌هاي دوران‌هاي مختلف برخوردار بوده است و در صورت شناسايي محل و خارج ساختن اين مجموعه از زير خاك مي‌توانست كمك زيادي به شناخت فرهنگ و هنر و معماري چند قرن از تاريخ نيشابور بنمايد و نيز موقعيت مناسبي براي مطالعه و گردشگري فراهم سازد.
با اين هدف پس از فراهم ساخن مقدمات كار نخستين گمانه‌زني‌هاي آزمايشي درسال 1378 انجام گرفت اين گمانه‌زني‌ها تا حدود زيادي به شناسايي مكان شادياخ و وجود واحدهاي صنعتي و تجاري، زيستگاه‌هاي عمومي و اشرافي، مكان‌هاي مذهبي آن پاسخ مثبت داد و پس از كسب چنين نتايجي كاوش‌هاي باستان‌شناسي شادياخ ادامه يافت و اكنون با استفاده به يافته‌هاي باستان‌شناسي در اين كاوش‌ها، حرف‌هاي بسيار زيادي درباره تاريخ و فرهنگ و هنر نشابور براي گفتن داريم كه با يك، دو يا سه جلسه نمي‌توان گفتني‌ها را گفت منتهي در كليتي مي‌توان گفت توانسته‌ايم تا حدد زيادي تاريخ نيشابور را مستند كنيم و به بسياري از گفته‌ها و نوشته‌ها عينيت بخشيم. فجايع ناشي از حمله دشمنان و زلزله‌هارا كشف و بازيافت كنيم به معرض ديد و قضاوت بگذاريم.
باستان‌شناس رجبعلي لباف خانيكي مدير پايگاه ميراث فرهنگي منطقه تاريخي و فرهنگي نيشابور و مدير پروژه شادياخ درباره معني و مفهوم شادياخ گفت: شادياخ از دو كلمه شادي و اخ تشكيل شده است كه معني كلمه شادي كاملاً روشن است اما در برخي از فرهنگ‌ها كلمه «اخ» آفرين معني شده كه مجموع آنها مي‌شود شادي آفرين.
شاعري عرب هم هنگام حضور عبدالله بن طاهر در شادياخ شعري برايش سروده كه مضمونش چنين است: در شادياخ به افسر شاهي، بنوش به شادي، و رها كن غمدان را به يمن.
در بعضي متون نيز از شادياخ با عنوان‌هايي همچون شادمهر، شادكاخ و شادجهان نام برده شده است.
باستان‌شناس محمود بختياري معاون پايگاه ميراث فرهنگي تاريخي نيشابور و معاون پروژه شادياخ نيز درباره چگونگي آغاز كاوش و آثار به دست آمده در اولين و آخرين كاوش‌ها گفت:
تابستان و پاييز 1378 مقدمات آغاز گمانه‌زني و كاوش فراهم آمد و اسفند همان سال كار گمانه‌زني آزمايشي باستان‌شناسي با هدف مكان‌يابي و آشنايي با لايه‌هاي تمدني شادياخ براي كاوش آغاز شد. مجموعاً 19 گمانه آزمايشي در ابعاد 2 در 2 متر حفر گرديد و از اين 19 گمانه، 15 مورد آن به آثار ارزشمند معماري برخورد كرد و بقيه مربوط به زمين‌هاي زراعي و معابر و غيره بود.
از سال 79 تاكنون 5 فصل كاوش انجام گرفته است.
گمانه‌زني‌ها در ميانه شادياخ به آثار معماري منجسم و نيز تراكم آثار معماري برخورد كرد آثارو اشياء و گچبري و تزئينات معماري نشان مي‌دهد متعلق به بناهاي باشكوه شاهانه وا شرافي مي‌باشد ليكن به علت مشكلات مالكيت اراضي، كاوش در اين منطقه متوقف شد و در ضلع جنوبي و دروازه شادياخ ادامه يافت. در نتيجه، طي فصل‌هاي كاوش، بقاياي دروازه اصلي شادياخ و آثار و ابنيه‌اي كه در مجاورت دروازه قرار دارد از زير خاك خارج شد كه كارگاه‌هاي صنعتي، اسطبل و مجموعه‌اي كوشك مانند، تالار چليپا شكل (چهار ايواني) از آن جمله است.
تالار چليپا شكل داراي گچبري و تزئينات باشكوهي است كه با توجه به همين تزئينات و كتيبه‌اي كوفي كه بر يكي از ايوان‌ها نصب و كلمه «الملك» دوبار نوشته شده است كه معني و مفهوم «براي پادشاه» را دارد. به احتمال غريب به يقين مربوط به يكي از امراي شادياخ بوده است.
لباف خانيكي مدير پروژه شادياخ نيز در پاسخ به اين سوال كه ديگر دستاوردهاي كاوش‌هاي چند ساله چه مي‌باشد گفت: در كاوش‌هاي باستان‌شناسي ما به قطعه گچ‌هاي نقاشي شده از ديوار برخورد كرده‌ايم كه 19 بار گچ و نقاشي كرده‌اند كه نشانه 19 سليقه در ادوار مختلف است.
با كارگاه‌هاي منحصر به فرد ساخت زينت‌آلات برخورد كرده‌ايم كه در يكي از آنها بيش از 2400 شي زينتي و تزئيني به دست آمد به يك كارگاه شيشه‌گري راه يافتيم كه در آن شايد براي اولين بار اقدام به جام كردن شيشه مي‌كرده‌اند.
به گچبري‌هايي برخورد كرديم كه اگر از نظر كيفيت و ظرافت كار و محتوي هنري بي‌نظير نباشد قطعاً كم نظير است.
به بقاياي يك بناي مذهبي برخورد كرديم كه به بهترين شكل ممكن همانند مسجد جامع زوزن با تلفيق آجر و كاشي زينت يافته است.
به كارگاه‌هاي متعدد صنعتي از جمله آهنگري برخورد كرده‌ايم كه قادر بوده‌اند به طور انبوه سلاح و ابزار مختلف توليد كنند.
به لوحه‌هاي گلي، قطعه‌هاي سفالي، سكه‌ها و آسيابي برخورد كرده‌ايم كه برروي آنها ثور فلكي و نقوش اسطوره‌اي ايران باستان نقش بسته و حكايت بر توجه به فرهنگ ايراني و فعاليت‌هاي علمي فشرده دارد.
به درها و ديوارها و سازه‌هاي چوبي سوخته و ويران شده‌اي برخورد كرده‌ايم كه گوياي يك واقعه مهم همچون حمله وحشيانه مغول است.
اجساد مختلفي را مدفون بر زير ديوارهاي افتاده يافته‌ايم كه حكايت از زلزله‌هاي مختلف دارد و آخرين مراحل فعاليت ما كار در يك مجموعه معماري يا كاخ اشرافي است كه در آن زيباترين جلوه‌هاي هنري و معماري ايراني را مشاهده مي‌كنيم.
همانگونه كه مدير پروژه شادياخ اظهار داشت كه همه گفتني‌ها را نمي‌توان به دو سه جلسه گفت با اين كه سخن به درازا كشيده است هنوز نتوانسته‌ايم به معرفي كامل فعاليت‌هاي انجام گرفته در جهت كاوش و چگونگي آن و نيز اشياء و ابزار و ابنيه مكشوفه بپردازيم و ناگزير ادامه آن را به فرصتي ديگر موكول مي‌سازيم اما در خاتمه لازم به توضيح است كه منطقه تاريخي شادياخ و آثار و ابنيه مكشوفه آن در مجاورت آرامگاه عطار و خيام قرار دارد.
فاصله تقريبي كاوش‌ها با آرامگاه عطار حدود 300 متر و با آرامگاه خيام بالغ بر 2 كيلومتر است و طبعاً، بازديد كنندگان از آرامگاه اين دو بزرگوار به راحتي مي‌توانند از ابنيه شادياخ نيز ديدن كنند. منتهي در حال حاضر به خاطر حفاظت آثار به دست آمده و جلوگيري از خسارت‌هاي احتمالي از ورود افراد به منطقه كاوش جلوگيري به عمل مي‌آيد و گفته مي‌شود با پيش‌بيني‌هاي لازم تا سال آينده امكان بازديد همگان فراهم خواهد شد و علاقمندان مي‌توانند به راحتي از آرامگاه‌هاي خيام، عطار و ابنيه تاريخي شادياخ ديدن كنند و طبعاً، با ادامه حفاري‌ها و وسعت يافتن آزادسازي و آشكارسازي ابنيه مدفون در زير خاك، همه ساله ديدني‌هاي شادياخ افزايش مي‌يابد. گفته مي‌شود مسئله خريد اراضي و رفع مشكل مالكيت زمين‌هاي شادياخ تقريباً حل شده و در فصل‌هاي آينده كاوش سرعت بيشتري مي‌يابد. منطقه شادياخ بالغ بر 36 هكتار است. و بيش از دو هزار متر مورد حفاري قرار گرفته و عمليات آشكارسازي در آن انجام يافته است.

 
صفحه اول
درباره ما
آرشيو مجله
آرشيو سايت
اشتراک مجله
العربية
English Section
 
 

فهرست مسافران 27

 
 
 
يادداشت  
شادياخ طلوع غرورانگيز و غروب غم‌انگيز  
فارس، ميراث ارزشمند ايران زمين  
اكوتوريسم، راهبردي مناسب در توسعه‌ي صنعت گردشگري  
بن سفر، اعتبار سفر  
توريسم بدون اينترنت، يعني هيچ!  
به افغانستان مي‌رويد؟ مراقب باشيد …  
سرزمين گنج‌هاي پنهان و آشكار  
کودکان و سفر  
ارگ جديد با رويكردي متفاوت نسبت به توريسم  
مرد نمكي 2 در زنجان پيدا شد  
هتل هاي جهان  
مدرسه هتلداري و گردشگري HTM وابسته به دانشگاه پلي‌تكنيك هنگ كنگ  
زنجيره هتل‌هاي ارگ جديد  
چند روش پذيرايي در هتل و رستوران  
دبي، با همه سرعت به پيش  
جاذبه‌هاي گردشگري و طبيعي جهان  
نمايشگاه جهاني 2005 آئي چي به مدت 185 روز در ژاپن برگزار مي‌شود  
الشمال عالم فريد وروعة الطبيعة  
QOM  
رييس سازمان حج و زيارت: سفر زايران ايراني به نجف و كربلا به زودي از سر گرفته مي‌شود  
به عنوان اولين دستاورد تفاهم‌نامه‌ي ايران و موزه‌ي لوور نمايشگاه تمدن هخامنشي و هنر صفوي در موزه‌ي لوور برگزار مي‌شود  
TRADE COM 2005 FAIR از 26 لغايت 28 ديماه سال جاري در مركز تجارت جهاني دوبي برگزار خواهد شد.  
آخرين تغييرات مديران سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استانها  
خواب نيك با رستونيك  
هتل زنجيره‌اي پنج ستاره در مشهد ساخته مي‌شود  
دكتر محسن امامي: شوراي عالي هماهنگي گردشگري تشكيل مي‌شود  
اگر مي‌خواهيد به افغانستان سفر كنيد ... (قسمت پاياني)  
گزارشي كوتاه از اجلاس سازمان جهاني جهانگردي در برزيل  
سكه دوران ولايت عهدي امام رضا (ع) در توس كشف شد  
افتتاح مرتفع‌ترين پل جهان در فرانسه  
 
 

© Copyright 2009 www.mosaferan.ir

درباره ما | اشتراک مجله | آرشيو مجله | آرشيو سايت | اشتراک مجله