جستجو

35 نسخه قابل چاپ
گر جان عاشق دم زند ...

{ علي‌اكبر قديمي - جامعه‌شناس و پژوهشگر هنرهاي اسطوره‌اي، آييني }

عاشيق

واژه‌ي عاشيق (Ashiq) داراي بار معاني گوناگوني است كه هريك از موسيقي‌پژوهان كشورهاي مختلف از آن برداشتهاي متفاوتي نموده‌اند، اما به طور خلاصه: اين كلمه از «عشق» عربي گرفته شده و مجموعاً به گروهي از موسيقي‌نوازان دوره‌گرد يا خنياگران آذري اطلاق مي‌شود كه فارغ از تعلقات اين جهاني در عالمي ديگر در سير و سلوكند و رويدادهاي پيراموني براي آنان دستمايه سرايش شمار قابل توجهي اشعار حماسي، عشقي، پهلواني، انواع سوگنامه ها، ترانه‌هاي شاد و آهنگين است كه به اجمال روح و روان عاشيق را تحت تاثير قرار مي‌دهد، و او في‌البداهه با زباني ساده، اما زيبا و سحرانگيز به نقل آن رويداد مي‌پردازد و با ساز خود كه آن را «قوپوز» (Qopuz) مي‌نامند به هنرنمايي و نواختن ساز در مجالس گوناگون و اجمالاً در روستاها و بين عشاير، ايلات و طوايف، و مردمان چادرنشيني مي‌پردازد كه پايداري، استقلال، تماميت ارضي و حفظ امنيت و ظهور و بروز تمدن ايران بزرگ مديون فداكاري‌ها و همت و تلاش زنان شيردل و مردان دلير و جان بركفي است كه همواره در راه سربلندي كشورمان حرف اول را زده و جانهاي شيريني را فداي اين هدف والا و مقدس نموده‌اند.
گروهي از ايران‌شناسان را عقيده بر آن است كه ايلات و عشاير تا همين اواخر باني و به وجود آوردنده‌ي بسياري از سلسله‌هاي حكومتي بوده‌اند. (حكومت با ايل‌ها بوده است نه با آل‌ها).
و پر واضح است كه در چنين جامعه‌اي پرداختن به فرهنگ بومي آن هم در سرزميني چون «آذرابادگان» (محل نگهداري آتش مقدس، آتش اهورايي و بسياري از آتشكده‌ها از جمله آتشكده بزرگ آذرگشنسب، شيز و كول‌تپه‌هاي بسيار در جاي جاي اين سرزمين و از جمله در اطراف درياچه‌ي مقدس اروميه، ارميه و …) كه گوهر گرانبها و نامدار روزگاران به شمار مي‌آيد امري است بس خطير و قابل تامل و در ارتباط با هنرمندان دلسوخته به نام عاشيق كه ناقلان راستين فرهنگ گذشته و حال و آينده مي‌باشند و در انتقال بخش‌هاي پرباري از فرهنگ نياكان به مردمان امروزي به شمار مي‌آيند.
تاريخ هنر عاشيقي ريشه در گذشته‌هايي بس دور و باستاني دارد، گذشته‌هايي كه نوشته و يا اثري مكتوب و يا حتي حك شده بر دل سنگ‌ها و كوه‌ها نيز به دست نيامده است، اگرچه در اندك پاره‌اي از مناطق آذربايجان، ارمنستان، گرجستان، و… آثاري كه متعلق به چند ده قرن قبل از اسلام است در سنگ‌نوشته‌هاي موجود پاره‌اي از مناطق عشايري، روستايي اشاراتي به هنر اين گروه از هنرآفرينان آذربايجاني رفته است. ولي با كمال تاسف بايستي اعتراف نماييم كه شمار آثار به دست آمده درباره عاشيق و هنرشان بس اندك و ناچيز است و هرگونه تلاش و كوشش در اين راه مي‌تواند راهگشاي پرباري گردد در راه شناسايي هرچه بيشتر و بهتر فرهنگ و تمدن مردمان آذرابادگان. و اصولاً وجود همين گروه از هنرمندان دوره‌گرد و راويان راستين اسطوره، حماسه، كوراوغلي (نوعي داستان پهلواني، حماسي)، سوگنامه، حكايت عشق و عاشقي، نقل مظالم اربابان و عمال ظلم و فساد … همه و همه تاريخي است بس درخشان و حضوري جاودانه براي ثبت و ضبط اثر عاشيق‌ها (يعني اثبات تاريخ ديرپاي حضور اين گروه از هنرمندان در بين مردم) در مناطق تبريز، اردبيل، اروميه (آذربايجان شرقي، مركزي و غربي) و چند هزار شهر و روستا كه حضور اينان در جاي جاي اين مناطق و در تمام مراسم عروسي و جشن‌هاي سور و شادي حضورشان امري است لازم و ضروري.
بنابراين مي‌توان ادعا نمود كه بخشي از فرهنگ هر جامعه موسيقي آن جامعه است و انواع سازهايي كه بنا بر قدمت و ديرپايي آن داراي تنوع و گوناگوني‌هاي زيادي است كه خود ميراثي است گرانقدر به آيندگان و اين وظيفه مهم عاشيق‌هاست كه آنان را مالك و راوي و رساننده گنجينه‌ي گرانبهاي هنر و ادبيات تاريخي سرزمينمان نموده است از گذشتگان فرهنگ‌پرور به نسل حاضر … و تا بدانجا كه نقل كرده‌اند در كمتر روستايي است كه مراسم جشن‌ها و عروسي‌هايشان بدون حضور عاشيق برگزار شود حتي در مناطقي كه عاشيق نيست فرسنگ‌ها راه پيموده مي‌شود تا عاشيقي به جشن دعوت گرديده و مجلس را با سخنان حكمت‌آموز و ترانه‌ها و منظومه‌هاي دلنشين خود برگزار كند.

ساز عاشيق يا «قوپوز Qopuz»
ساز قوپوز آلتي است شبيه تار، مركب از نه سيم كه به سينه مي‌فشارند.
نام ابتدايي و قديمي آن قوپوز Qopuz، است كه چيزي شبيه كمانچه‌هاي كنوني بوده است و اكنون همراه هر عاشيقي، اغلب يك يا دو «بالابانچي» و «قاوالانچي» و… هستند كه او را ياري مي‌كنند.
معيشت، حيات و مبارزات مردم، نخستين و مهم‌ترين منبع الهام عاشيق‌هاست. جامعه‌شناسان و پژوهشگران تاريخي با بررسي آثار و نشانه‌هاي شعر عاشيقي توانسته‌اند گوشه‌هاي تاريك تاريخ قوم ما را در قرون وسطي روشن سازند و تاريخ خيزآب‌ها و نهضت‌هاي جمعي را تدوين كنند.
نام عاشيق در گذشته‌هاي دور «اوزآن» (Ozan) است. در كتاب (دده قورقود) كهن‌ترين اثر مكتوب آذري، اوزان نام خنياگر دوره‌گردي است كه در شان قهرمانان حماسه مي‌سرايد و دعاي خير بدرقه راه آنان مي‌كند و ترانه‌هاي دل‌انگيز مي‌خواند… اوزان‌ها در دوران باستان، در ميان افراد قبيله‌ها از احترامي خاص برخوردار بودند، اين خنياگران قوپوز بر دست، ايل به ايل و اوبه به اوبه مي‌گشتند و نام سرفرازان قبايل را در سروده‌هاي خود جاودانه مي‌كردند، منظومه مي‌ساختند، داستان مي‌گفتند و در عين حال به مثابه ريش‌سفيد و داناي قوم مردم را در حل دشواريهاي زندگي ياري مي‌نمودند.
عاشيق‌ها حاملان مفاهيمي ذهني و ماورايي هستند بيش از آن چيزي كه امروز از آنان مي‌بينيم، به راستي هنر اينان نشات گرفته از كدامين آبشخور فرهنگي تمدني است؟
آنها حقايقي معنوي را با خود از سويي به سوي ديگر مي‌برند، سفرهايشان با عشق و معنويت همراه است. عشق جسماني و عشق روحاني، عشق به پايداري مردم، شادماني، سرزندگي و نعمت و آسايش براي همگان و از سويي ديگر سير در انفس و جهان دروني و ماورايي و يا به عبارتي ديگر به جهاني كه منظور و نگاه سير الي ا… و آخرت است… و تشويق و آموزش مردم به كارهاي نيك همه و همه در اشعار و صداي گرم و گيرا و ضرباهنگ سيم‌هاي قوپوز و واژگان فاخر و ناب، نشات گرفته از زبان محلي و قومي خود براي انجام خدمتي است هرچند اندك… از اين رو است كه در كتاب ارزشمند عاشيقلار (اثر استاد ح. صديق. انتشارات آذركتاب. تهران 2535) گونه‌هاي فراوان ادبيات عاشيقي وجود دارد كه همه تحت قوانين طبيعي زبان به وزن بومي هجايي سروده مي‌شوند. مانند:
قوشما، گرايلي، تجنيس، جينغالي تجنيس، ييشمه، باغلاما، اوستادنامه، … ديواني، مخمس… باياتي، سايا و كوراوغلو، فرهاد و شيرين… كه هريك داراي شعر، موسيقي، سرگذشت‌هاي تاريخي، حماسي حيرت‌انگيزي مي‌باشند كه هر عاشيق براي رسيدن به و برداشتن و به دست گرفتن ساز قوپوز و اجازه نواختن در مجالس بايستي مراحل بسياري را از سر بگذراند (رنج استاد… ) تا به افتخار نام عاشيق نائل گردد.

عاشيق‌هاي مشهور
همان سان كه بدان شارت رفت تاريخ مدون و دقيقي از عاشيق‌هاي مشهور، سال تولد و طول عمر، محل زندگي، حيطه‌ي فعاليت هنري و بسياري از هنرنمايي‌هاي آنان برجاي نمانده است. ليكن آثار موسيقايي و هنري ساري و جاري آنان در بين مردم خود گواه بر سابقه‌ايست بس طولاني و كهن براي هنرآفرينان خطه‌ي بزرگ آذرابادگان.
از اين رو با توجه به اسناد و مدارك اندكي كه از زمان صفويه تاكنون بر جاي مانده است اشاراتي خواهيم داشت به عاشيق‌هاي نام آور و كمك مي‌گيريم از (مجله‌ي وزين مقام موسيقايي- شماره 7) كه عاشيق‌هاي نام‌دار و مشهور را چنين معرفي مي‌نمايد.
1- «دده قورقود» كه از عاشيق‌هاي قديمي است ليكن نام و نشاني از عاشيق‌هاي باستان در دست نيست. اما از عاشيق‌هاي قرون وسطي، يعني از زمان صفويه به بعد اطلاعات اندكي در دست است بدين شرح:
2- عاشيق قرباني (نيمه اول قرن 16- زمان شاه اسماعيل ختايي) … كه مدتي در سراي شاه اسماعيل بوده است. عاشيق قرباني در عاشيق‌هاي بعد از خود تاثير زياد داشته و بسياراني راه و روش او را دنبال كرده‌اند.
3- عاشيق عباس توفارقانلي (اواخر قرن 16) زندگي مي‌كرده است، اشعارش زمان شاه عباس را نشان مي‌دهد… كه مشكلات مردم در جنگ‌هاي عثماني را در اشعار خود منعكس نموده است.
4- عاشيق علسگر از عاشيق‌هاي دوره قاجاريه (150 سال قبل)… او بعد از عاشيق قرباني مشهورترين عاشيق‌هاي نامدار مي‌باشد … كه در اشعارش به حوادث و ظلم و ستم‌هاي دوره‌ي خود اشاره مي‌كند…. و بدين سان سخن درباره تك تك عاشيق‌ها و اشعار آنان فرصت ديگري مي‌طلبد… اما عاشيق‌هاي امروز استان آذربايجان شرقي را مي‌توان اين چنين نام برد.
عاشيق قشم جعفري- عاشيق عزيز شهنازي- عاشيق حسن اسكندري- عاشيق يدا…- عاشيق عبدالعلي نوري- عاشيق چنگيز مهدي‌پور (استاد ساز)- عاشيق ابهران حيدري- عاشيق رسول قرباني- عاشيق خيرا… نوري و بسياري از عاشيق‌هاي ديگر كه هريك پاسدار بخشي از فرهنگ اين مرز و بوم در خطه‌ي آذربايجان مي‌باشند.

پيشينه‌ي تاريخي آذربايجان
در ارتباط با خاستگاه اجتماعي هنرمندان آذرابادگان، اشاره‌اي هرچند مختصر به جايگاه رفيع و مجد و عظمت آذرابادگان لازم و ضروري است تا بدان وسيله دريابيم كه چرا چنين مردماني اين سان پروانه‌وار در طول زندگي و ايضاً در آخر عمر همچون ققنوس بر آتش مي‌سوزند و حاصل عمري تجربه‌اندوزي و طي طريق ساليان سال با پاي پياده از دهي به ده ديگر و از منطقه‌اي خشك و سوزان به سرزميني پوشيده از برف و… با هزاران رنج و تعب سفر كرده تا ضمن شرح رويدادهاي فرهنگي، هنري، اجتماعي تاريخي قرون و اعصار گذشته و آشنايي با خرده فرهنگ‌هاي مردمان روستايي و عشايري … مجموعه دانسته‌هاي خود را گردآوري نموده و به تني چند از شاگردان برجسته خود آموزش دهند. و از اين راه دين و سهم و اثر خود را به جامعه ادا نموده باشند.

آذرابادگان
آذرابادگان، آتورپاتكان (Aturpatakn) يا آذربادگان، آذربايگان بنا به قول و نوشته «ياقوت» «آذر» در پهلوي آتش و «بايگان» به معناي نگهبان است. چون در آنجا آتشكده بسيار بوده چنين ناميده شده است. آذرابادگان محل پيدايش نخستين انسان مي‌باشد (بنا به نوشته كتاب ارزشمند پيدايش تمدن در آذربايجان اثر استاد دكتر سياه‌پوش). دايره‌المعارف بريتانيكا تحت عنوان «آسيا- باستان‌شناسي» استنباط رايج علمي درباره مقدمات كلي مسئله را چنين خلاصه مي‌كند: «به خوبي ممكن است بالمال ثابت شود كه بشر در آسياي مركزي يا (ايران) تكامل يافته باشد» و بر همين اساس مي‌توان به اشاراتي هرچند كوتاه بسنده نمود كه آذربايجان بر روي كمربند معروف «آلن» قرار گرفته است و كوهستانهاي شمال غربي ايران يعني آذربايجان به عنوان محل پيدايش كشاورزي و دامداري پيشنهاد شده است. و از طرفي داستان‌هاي طوفان نوح و كشتي‌نوح و بسياري رويدادهاي علمي دليل بر اين امر است كه آغاز شكل‌گيري و پيدايش حيات و فرهنگ و تمدن در آذربايجان پاي مي‌گيرد. به طور خلاصه در افسانه‌هاي مربوط به جمشيد جم و رويدادهاي حماسي و نيز داستان‌هاي اساطيري شبه جزيره قره‌داغ محل تاج گذاري جمشيد جم و نيز تقسيم ايران به چهار كوست (كست) يا منطقه كه در اين تقسيم‌بندي آذربايجان همواره به عنوان بزرگترين و اساسي‌ترين منطقه ايران زمين به شمار آمده است. وجود سلسله‌هاي حكومتي اورارتور (ده‌ها سده قبل از آن)، مادها، هخامنشيان، اشكانيان، ساسانيان و… نيز وجود درياچه‌ي چيچست (اروميه امروز) محل تولد پيامبر راستين نور و يگانگي «حضرت آشور زرتشت» با سه آموزه‌ي خود (پندار نيك، گفتار نيك، كردار نيك) و گسترش دين اهورايي در شرق و سراسر ايران زمين همه و همه بخش‌هاي قابل توجهي از اهميت و اثرگذاري سرزمين آذرابادگان است در تاريخ اين مرز و بوم. چنانچه در (قرآن كريم در آيه 38 سوره فرقان و نيز آيه 12 سوره قاف) اشاراتي دارد بر بخشي از سرزمين آذربايجان به نام سرزمين اصحاب رُس كه همان منطقه باستاني و اثرگذار ارس مي‌باشد با چند هزار شهر و روستا و محل مسكوني و حوادث و رويدادهاي شگفت‌آور.
و در چنين محيط فرهنگي تمدني است كه هنر و شعب گوناگون از بهترين و والاترين آموزه‌ها بهره گرفته و هنر آفريناني به نام عاشيق با تاريخي بس پربها و افتخارآفرين پاي گرفته كه هنوز هم نگاهبان فرهنگ و هنر اين مرز و بوم به شمار مي‌آيند.

راهشان پر رهرو و پراميد باد.

 
صفحه اول
درباره ما
آرشيو مجله
آرشيو سايت
اشتراک مجله
العربية
English Section
 
 

فهرست مسافران 35

 
 
 
كرمانشاه و هشتمين شاهكار  
مشكلات گردشگري كجاست؟  
نقوش برجسته ايران  
آقاي وزير لطفاً پاسخ دهيد  
بنگاه‌هاي كوچك زودبازده؛ فرصت طلايي توسعه زيرساخت‌هاي گردشگري  
سرزمين گنج‌هاي پنهان و آشكار  
گر جان عاشق دم زند ...  
نياسر كهن باغشهر ايران  
آيا رقابت بخش خصوصي با بخش دولتي منطفي است؟  
منشأ پيدايش گردشگري و سفر  
اكوتوريسم و فرصت‌هايي براي گردشگري  
سلامتي در سفر؛ گرمازدگي را جدي بگيريم  
مديريت واحد خانه‌داري در صنعت هتلداري معاصر  
هتل هاي جهان  
دكتر اسماعيل آهني: استانداردسازي واقعي را در گروه هتل هاي پارس به انجام خواهيم رساند  
پايتخت فرهنگي اروپا؛ شهري در نزديكي دانوب آبي  
نقش گل در توسعه گردشگري  
آغاز عمليات مطالعه و مرمت دروازه اصلي بخش حاكم‌نشين ارگ بم  
با حضور رئيس جمهور ايران و تركمنستان : ايران و تركمنستان برنامه همكارى در زمينه گردشگرى و ميراث فرهنگى امضا کردند  
باشگاه طبيعت گردان جوان راه‌اندازي مي‌شود  
ايران، افغانستان و تاجيکستان آيين‌نامه حمل و نقل مشترك امضا کردند  
با مشاركت مركز قلب تهران و هتل آزادي خزر انجام شد: برگزاري اولين تور سلامت براي بيماران قلبي در ايران  
اعتبار يك و نيم ميليارد براي توسعه زيرساخت‌هاي گردشگري در آذربايجان غربي  
اولين جشنواره غذا، سوغات و صنايع دستي بندر انزلي برگزار شد  
قوانين ورود جهانگردان به ايران با خودروهاي شخصي  
آژانس‌ها تا 40 ميليون تومان در سال دريافت خواهند كرد  
بن كارت‌هاي سفر اعتباري سفر به زودي عرضه مي‌شود  
تشكل‌هاي صنفي تاسيسات گردشگري از اين پس براساس توافق‌نامه جديد سازماندهي مي‌شوند  
نخستين گردشگر فضايي دنيا ايراني‌الاصل است  
هتل 4 ستاره خرمشهر در کنار رودخانه کارون ساخته مي‌شود  
شركت توسعه گردشگري ايران و شركت تدومان30 هتل مي‌سازند  
در 25 سال گذشته هفتاد واحد اقامتي در استان خوزستان تعطيل شده است  
اتحاديه هتلداران كشورهاي اسلامي با هدف ايجاد بازوي اجرايي در جهت توسعه توريسم در ميان اين كشورها تشكيل مي‌شود  
دولت حضور كم فروغي در نمايشگاه‌هاي بين‌المللي دارد  
محافظة كرمانشاه  
Kermanshah  
 
 

© Copyright 2009 www.mosaferan.ir

درباره ما | اشتراک مجله | آرشيو مجله | آرشيو سايت | اشتراک مجله