جستجو

43 نسخه قابل چاپ
يلدا، شب عاشقان بي دل ...

{ مهندس ميترا رحمانپور }

در باب شب يلدا و فلسفه وجودي آن روايات و افسانه هاي گوناگوني نقل شده که باور هر کدام، حس شيريني را در درونت برمي انگيزد که نشات گرفته از افتخار به تمدن هزاران ساله ايران، وطن عزيزت است.
حس شيرين شاديي که نياکانت شيفتهء آن بوده اند و تو فراموشش کرده اي. تو براي اين فراموشي درگيري هاي روزمره و تکنولوژي و علم را بهانه مي کني، درحاليکه دانش نياکان تو، در هزاران سال پيش، انسان متمدن امروزي را حيران کرده است.
نياکانت شادي و نشاط را از موهبت هاي خدايي و غم و اندوه و تيره دلي را از پديده هاي اهريمني پنداشته و به بهانه هاي مختلف جشن بر پا ساخته و پيروزي نيکي بر بدي و روشناي بر تاريکي و داد بر ستم را گرامي مي داشتند.
نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوري و شب يلدا، آشکارا به بيان اهميت شادي در گذشته مي پردازند.
بنا بر يک باور قديمي، شب و روز يا روشنايي و تاريکي در يک جنگ هميشگي به سر مي‌بردند. روزهاي بلندتر، روزهاي پيروزي روشنايي بود، در حالي که روزهاي کوتاه‌تر نشانه‌اي از شکست آن. و يلدا طولاني ترين زمان تسلط تاريکي بر نور است. اما فردا روز، خورشيد باز هم بر تاريکي چيره گشته و دوباره متولد مي شود.
يلدا، واژه اي سرياني و به معني ولادت است. ولادت خورشيد، «مهر و ميترا»، و روميان آن را «ناتاليس انويكتوس» يعني روز «تولد مهر شكست ناپذير» نامند.

شب عاشقان بي دل ...
مي گويند شب يلدا، شب عاشقها و معشوق هاست. اگر هر عاشقي در شب يلدا وصال معشوق را آرزو کند، به وي مي رسد و صورت يار را، در ماه مي بيند.
مي گويند اگر عاشق درست در نيمه شب يلدا به معشوق فکر کند، معشوق هم دلش براي عاشق تنگ مي شود.
مي گويند يلدا شبي است که عاشق براي معشوق هديه مي فرستد، اگر سيب فرستاده شود و معشوق هم با سيب جواب او را بدهد، يعني دلش با عاشق است و اگر انار پاسخ او باشد، يعني يکسال ديگر انتظار ...
مي گويند باريدن برف در شب يلدا نشان دهنده وصال است و باران نشانه يکسال انتظار، و آسمان صاف يعني فراق ...

به راستي اين افسانه چيست که اينگونه يلدا را عاشقانه کرده است؟!
در داستان هاي اسطوره اي ايران باستان آمده است که ماه دلداده مهر يا همان خورشيد است. افسوس که زمان کار مهر روز است و ماه شب ها بر مي آيد. ماه مي کوشد سحرگاهان مهر را غافلگير کرده، راه را بر او ببندد و با وي درآميزد، اما هميشه خواب او را دربرگرفته، روز برمي آيد و ماه را راهي به روز نيست. ماه ناچار به اجير کردن ستاره اي مي شود که هميشه در آسمان شب کنار اوست. عاقبت نيمه شبي، ستاره ماه را بيدار کرده و او را از نزديک شدن مهر آگاه مي کند.
ماه به استقبال معشوق ديرين خود رفته و راز دل مي گويد و دلبري مي کند و مهر را از رفتن باز مي دارد. در چنين زماني است که خورشيد و ماه کار خود را فراموش نموده و عاشقي پيشه مي کنند و اين مي شود که مهر دير بر مي آيد. از آن زمان به بعد، ماه و مهر تنها يک شب در سال به ديدار يکديگر مي رسند و هر سال فقط يک شب بلند و طولاني دارد و اين شب، همان شب «يلدا» است.
و از پس بلندترين شب سال است که خورشيد از نو زاده مي شود و طبيعت دوباره آهنگ زندگي ساز مي کند و خرمي جهان را فرا مي گيرد.

شب زايش ايزد مهر
با توجه به اينکه يلدا به عنوان طولاني ترين شب سال، يکي از بزرگترين جشن هاي ايرانيان است و ايرانيان همواره شيفته شادي و سرور بوده اند و مراسم خود را با روشنايي و نور آذين مي بستند، خورشيد را مظهر نيکي دانسته و در جشن هاي خود آن را ستايش مي نموده اند. در اين شب مردمان ايران زمين تا صبح به انتظار طلوع خورشيد و سپيده دم بيدار مي مانند تا خود شاهد دميدنش باشند و خوردن خوراکي ها و مراسم مختلف در اين شب، بهانه اي است براي اين شب زنده داري.
دكتر «ميرجلال الدين كزازي» استاد زبان و ادبيات فارسي، معتقد است يکي از دلايل گرفتن جشن در اين شب، زاده شدن ايزد مهر است. مهر به معناي خورشيد و يکي از بغان ايراني و هندي است و پرستش وي به سالها پيش از زرتشت مي رسد. پس از ظهور زرتشت، اين پيامبر ايراني که خداي را اهورا مزدا معرفي کرد، بغان (ايزدان) را به دو دسته اهورايي و ديواني تقسيم نمود. بغان اهورايي، ستوده و تيره ديواني، نکوهيده مي شوند. يکي از ايزدان اهورايي- مهر- ايزدي نيک است و قسمتي از اوستا نيز به نام اوست. در مهريشت اوستا، آمده است: «مهر از آسمان با هزاران چشم بر ايراني مي نگرد تا دروغي نگويد».
ظاهرا همه چيز از جشن ظهور ميترا و آيين مهر آغاز مي شود.
افسانه هاي باستان روايت مي کنند که: «در اين شب سال بر پا ميشود ، ايزدي دارنده هزار چشم و هزار گوش، دارنده دشتهاي فراخ. که از سنگ زاده مي شود، که از ميوه درخت کاج بيرون ميآيد، که در دريا سوار بر دلفين است و در خشکي بر گرده شيري نشسته که گاه خورشيد را مهر و مهر را خورشيد مي نامد، که با اسبهاي سپيد بلند يال، سوار بر کالسکه زرين در آسمان مي تازد، که سامان دهنده گردش دوازده اختر است و ماه مهر و روز مهر به نامش در آمده است».
پيش از تولد ميترا، ايرانيان بر اين باور بوده اند که بهروزي و فراواني به مثابه گاوي است که در غاري خفته و با ظهور يک رهايي بخش، کشته خواهد شد و روزي، مابين ايرانيان تقسيم مي گردد. از طرف ديگر ايرانيان باستان شير را مظهر جوانمردي و سروري مي پنداشتند و پس از ظهور ميترا او را همانند شير توصيف کرده اند، همانگونه که بر سنگ نوشته هاي کاخ آپادانا در تخت جمشيد مي توان مشاهده نمود، شيري در نبرد با گاو او را مي کشد که اين شير همان ميترا است. ايرانيان باستان خورشيد را مظهر گرما، زندگي و جاودانگي مي دانستند و ميترا که مزدا ناميده مي شد مظهر نور و هدايت بود و خورشيد يکي از تجلي هاي او به حساب مي آمد. در ادبيات مزديسنا نيز زرتشت خورشيد را مظهر عظمت و اقتدار ايرانيان مي داند.
هنگامي که آيين مهر از مرزهاي ايران فراتر رفت و گسترش يافت، حتي پادشاهان روم به اين آيين پيوستند و به عنوان دين رسمي روم شناخته شد. «يوليانوس» يا «ژوليان» يكي از پادشاهان رومي گروه گروه مردم ترسا را به دين مهر مي كشاند و دعوت مي كرد. روميان سال هاي بسيار تولد مهر را جشن مي گرفتند و آن را آغاز سال مي دانستند.
در روم و بسياري از کشورهاي اروپايي روز 21 دسامبر را که برابر با اول دي ماه بود، به عنوان روز زايش مهر يا ميترا مي شناختند و آنرا جشن مي گرفتند، اما در گذر زمان بر اثر لغزشهايي که در کبيسه روي داد، روز زايش ميترا در بيست و پنجم دسامبر افتاد.
هنگامي که مسيحيت به زور شمشير و نيزه و سختگيري در روم جا باز مي کرد، دين بسياري از روميان و کشورهاي اروپايي همان آيين مهر و ميترا بود. سرپرستان کليسا چون نمي توانستند با اين آيين به سادگي نبرد نمايند و جشن زايش ميترا را در بيست و پنجم دسامبر به سادگي از بين ببرند، چاره انديشيدند و آنروز را روز زايش عيسي مسيح وانمود کردند.
امروزه همه مسيحيان جهان که شب ۲۵ دسامبر، زايش عيسي را جشن ميگيرند و با خوردن و نوشيدن به شادي مي پردازند، در واقع همان زايش ميترا را جشن مي گيرند. بسياري از نشانه هاي اين جشن، گرفته شده از آيين مهر است:
امروزه پاپانوئل همانند «مغان آيين مهر» با پوشاکي ارغواني رنگ براي کودکان شاديانه مي آورد. درخت کاج که در منازل آذين بندي مي گردد، همان « سرو آريايي» است که در بازمانده هاي باستاني ما به ويژه بر روي ديوارهاي تخت جمشيد که زينت بخش آنست، يافت مي شود. آن روزها پيروان اين آيين در زادروز ميترا آنرا آراسته مي کردند و دو رشته نوار سيم گونه و زرين گونه به نشانه هاي کهکشانهاي دور و نزديک برآن مي پيچيدند و دور آن به شادي مي پرداختند. ستاره بزرگي که در بالاي درخت ميگذاشتند، نشانه خورشيد بود که به همه جا فروغ مي بخشيد و فر و فروغ ميترا را ميرساند.
يكي ديگر از وام گيري هاي مسيحيان از مهرپرستان، روز مقدس مسيحي يعني يكشنبه است. Sunday به معني روز خورشيد يا مهر است كه روز مقدس مهرپرستان بود. ارنست رنان، فيلسوف فرانسوي درباره آيين مهرپرستي گفته است:‌ «اگر عيسويت به هنگام گسترش خود بر اثر مرگ ماري باز مي ايستاد، سراسر جهان به آيين مهر مي گرويد.»

جشن بزرگداشت علم
و اما دکتر فريدون جنيدي، بنيانگذار بنياد فرهنگي نيشابور و متخصص اسطوره شناسي و تاريخ باستان، با اشاره به اينکه جشن شب چله با هزاران سال قدمت، نشانه پيوند ناگسستني ايرانيان امروز با فرهنگ نياکانشان است، چگونگي دستيابي ايرانيان باستان به گاهشماري و بررسي دقيق طلوع و غروب خورشيد را باعث تعجب انسان متمدن و پيشرفته امروزي مي داند.
نياکان ما هزاران سال پيش دريافتند که گاه شماري بر پايه ماه نمي تواند درست باشد، بنابراين به تحقيق درباره حرکت خورشيد پرداختند و گاه شماري خود را بر پايه آن بنا نهادند.
با ورود اسلام گاه‌شماري قمري اعراب نيز يكي از گاه‌شماري‌هاي مورد استفاده سرزمين ايران شد. وزراء ايراني خلافت عباسي، هر پيشنهادي را كه براي اصلاح تقويم نياكانشان مطرح مي‌كردند، از طرف پادشاهان عباسي رد مي‌شد. آنها مي‌گفتند اگر تقويم شما اصلاح شود، باز به آيين و فرهنگ پيشين خود بازمي‌گرديد. اما در زمان خيام شرايط تغيير كرد. او در سن 28 سالگي هنگامي كه وارد دربار شاه خوارزم مي‌شد، شاه از جاي خود بلند شده و او را كنار خود مي‌نشاند. احترامي كه پادشاهان به خيام مي‌گذاشتند باعث شد، دست او در اصلاح گاه‌شماري ايرانيان باز شود. با اصلاح گاه‌شماري، بار ديگر فرهنگ و آيين ايراني زنده شد. سامانيان كه دوستدار فرهنگ ايراني بودند، دانشمندان و وزراي ايراني را بدون ممانعت نگهبان مي‌پذيرفتند. اين نشانه فرهنگ غني ايراني است. ما شب چله را جشن مي‌گيريم تا ياد بزرگاني همچون خيام و نياكان دورتر از خيام را گرامي بداريم.

آيين و رسوم شب يلدا
در گذشته هاي دور ، مراسم مختلفي در شب يلدا برگزار مي شد. پيشينيان، اين شب را تا صبح به جشن و پايكوبي به گرد آتش مي پرداختند، جشني که از لازمه آن، حضور کهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد کهنسالي خورشيد در پايان پاييز بوده است و همچنين وجود خوراکي هاي فراوان براي بيداري دراز مدت، بر سر خواني الوان از ميوه‌هايي چون هندوانه، خربزه، انار، سيب، خرمالو و به که به رنگ سرخ خورشيد باشند و تمام ميوه‌هاي تهيه شده براي اين شب بايد خورده شود تا چيزي براي فردا يعني زمستان باقي نماند.
اين ميوها هريك بار معنايي نمادين با خود دارد، هندوانه كه قاچ‌هاي مدور مي‌خورد چون خورشيد، يادآور گرماي تابستان و فرونشاندن عطش است.
انار، صندوقچه دانه‌هاي مرواريد سرخ كه خود نماد زايش است و شب چره‌هايي كه با شكستن آن شادي را با خود به همراه مي‌آورد و دمي همه را از حرف زدن باز مي‌دارد.
يکي از آيين هاي دلنشين شب يلدا در ايران، که در سده هاي اخير به رسوم يلدا اضافه شده، تفأل با ديوان حافظ است. مردم، ديوان اشعار لسان الغيب را با نيت بهروزي و شادکامي مي گشايند و فال دل خويش را از او طلب مي کنند. در برخي ديگر از نقاط ايران شاهنامه خواني نيز رواج دارد. نقل خاطرات و قصه گويي پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها نيز يکي از مواردي است که يلدا را براي خانواده ايراني دلپذيرتر مي کند. اما همه اين ها، ترفندهايي است تا خانواده ها گرد يکديگر جمع شوند و بلندترين شب سال را با شادي و صفا سحر کنند.
ايران كشوري با فرهنگي غني است كه مردمانش بنا به ذوق و سليقه و طبيعت منطقه اي كه در آن زيست مي كنند هر يك براي برگزاري سنت هاي كهن، آداب خاص خود را دارند.
در هر منطقه تنقلات و خوراکي هاي متنوعي، براي اين شب تهيه مي شود اما، هيچ جايي را در سراسر ايران زمين نمي يابيد که خوردن هندوانه را فراموش کنند. بسياري بر اين باورند که، اگر در شب چله هندوانه خورده شود، در سراسر چله بزرگ و کوچک يا همان زمستان پيش رو، سرما و بيماري بر آنها غلبه نخواهد کرد.
مردم شيراز در اين شب سفره اي مي گسترانند که بي شباهت به سفره هفت سين نوروز نيست و در آن آينه و قاب عکس حضرت علي (ع) را جاي مي دهند. انواع و اقسام آجيل و تنقلاتي چون نخودچي، کشمش، حلوا شکري، رنگينک و خرما و ميوه هايي چون انار و به و بخصوص هندوانه خوراکي هاي اين شب را تشکيل مي دهند.
اكثر مردم آذربايجان در شب يلدا «چيلله قارپيزي» (هندوانه چله) مي‌خورند و معتقدند باخوردن هندوانه، لرز و سوز سرما به تنشان تاثير نداشته و اصلا سرماي زمستان را حس نمي‌كنند. در بيشتر شهرها و روستاهاي آذربايجان شرقي كساني كه نامزد هستند در دوران نامزدي در اين شب براي نامزدهاي خود "خوانچه" طبق مي‌فرستند و اقوام در هر چه بهتربودن اين خوانچه‌ها كمك مي‌كنند. محتويات خوانچه‌ها عبارتند از شيريني، پرتقال، سيب، انار، هندوانه، آيينه و پارچه كه با پولك و تور تزيين مي‌شود. هنگام غروب، زنان فاميل هدايايي به رسم ياري به منزل داماد آورده و به جشن و پايكوبي مي‌پردازند. سپس طبق‌هاي آماده را بر سر افرادي كه معين شده قرار داده و روانه خانه عروس مي‌كنند و مادر عروس پس از تحويل طبق‌ها، هدايايي مانند پول، شيريني، جوراب و دستمال به آنها مي‌دهد. فرداي اين شب مادر دختر تمام طبق‌ها را در اتاق ميهمان چيده و از زنان فاميل براي صرف ميوه و شيريني دعوت مي‌كند.
اغلب مردم در اين شب برنج، مرغ و آش شير پخته و بعداز شام نيز از تنقلات موجود در منزل شامل قاورقا (گندم برشته با شاهدانه)، آجيل، لبو، هويچ و خشكبارهايي چون انگور، بادام و سنجد ميل مي‌كنند. ريش‌سفيد خانواده در حاليكه با چاقو هندوانه را مي‌برد، مي‌گويد قادا بلاميزي بو گئجه كسدوخ (بلاياي خودمان را امروز بريديم). بعد از خوردن تنقلات و ميوه در سابق بزرگان خانواده به نقل حكايات و داستان‌هايي از حماسه‌هاي ملي و ضرب‌المثل ها پرداخته و تا پاسي از شب به صحبت و گفت و گو مشغول مي‌شوند. زنان معمولا تا پايان چله كوچك، خانه تكاني نمي‌كنند و اعتقاد دارند اگردر طول اين دو چله كسي خانه تكاني كند، چله او را نفرين مي‌كند و اگر چله كسي را نفرين كند به نكبت و بدبختي گرفتار مي‌شود.
در گيلان «آوکونوس» يکي از ميوه هايي است که در شب يلدا رواج دارد و به روش خاصي تهيه مي شود. در فصل پاييز، ازگيل خام را در خمره مي ريزند، خمره را پر از آب مي کنند و کمي نمک هم به آن مي افزايند و در خم را مي بندند و در گوشه اي خارج از هواي گرم اطاق مي گذارند. ازگيل سفت و خام، پس از مدتي پخته و آبدار و خوشمزه مي شود. آوکونوس ازگيل در اغلب خانه هاي گيلان تا بهار آينده يافت مي شود و هر وقت هوس کنند، ازگيل تر و تازه و پخته و رسيده و خوشمزه را از خم بيرون مي آورند و آن را با گلپر و نمک در سينه کش آفتاب مي خورند.
بنا به روايت دکتر محمود روح الاميني «مردم شناس» مردم کرمان تا سحر انتظار مي کشند تا از قارون افسانه اي استقبال کنند. قارون در لباس هيزم شکن براي خانواده هاي فقير تکه هاي چوب مي آورد. اين چوب ها به طلا تبديل مي شوند و براي آن خانواده، ثروت و برکت به همراه مي آورند
شب يلدا در خراسان به «شب چله» معروف و داراي پيشينه ديرينه‌اي است. در اين شب براي دختراني كه به تازگي نامزد شده‌اند، ازسوي خانواده داماد، هدايايي فرستاده مي‌شود و خانواده‌هاي عروس و داماد دور هم جمع مي‌شوند.
در شهرهاي شمالي اين استان، با فرا رسيدن شب چله مردهاي جوان طبق‌هاي آراسته ميوه، شيريني و كله‌قند تزيين شده را به رسم هديه به خانه عروس جوان مي‌برند. اين طبق‌هاي هديه كه معمولا مسي است و روي آن با سفره‌هاي قرمز گلدوزي پوشانده شده است، پر از ظرفهاي بزرگ ميوۀ پيچيده در زرورق‌هاي رنگين با گل و نوارهاي مواج مي‌شود. مرداني اين طبق‌ها را بر سر گذارده و در پي يكديگر با شادي و پايكوبي، راهي خانه عروس مي‌شوند. خانواده دختر نيز به پاس قدرداني و به رسم يادبود لباس‌ و يا پارچه‌اي را براي خانواده داماد، در سيني خالي شدۀ هدايا مي‌گذارند.
اگر قبل از شب چله برف باريده باشد، برخي از مردم شهر و روستا در اين شب با خوردن برف شيره، با شيرين كردن كام با معجوني از بارش زمستاني، با سردي زمستان آشتي مي‌كنند. همچنين بزرگترها با دادن حلوا قلقلي از كوچكترها پذيرايي مي‌نمايند. حلوا قلقلي از كوبيده شدن مغز گردو، بادام، كنجد و ديگر دانه‌هاي روغني تهيه و سپس در شيره انگور نيز خوابانده مي‌شود. اما برخي از افراد كهنسال و نيز آشنايان به فرهنگ مردم در شمال خراسان، همۀ اين آيين و مراسم را بهانه‌ها و ترفندهايي براي گردهم آمدن خانواده‌ها، بجاي آوردن صله ارحام و رفع كدورتهاي احتمالي بين خويشاوندان مي‌دانند. آنان بر اين باورند كه پيشينيان در هر فصل به بهانه‌اي سعي مي‌كرده‌اند تا اقوام را جمع كرده و صلح، صفا و صميميت را در بين آنان حكمفرما كنند.
يكي ديگر از آيين‌هاي ويژه شب يلدا در خراسان، بويژه شهرهاي جنوبي، برگزاري مراسم «كف زدن» است. در اين مراسم ريشه گياهي به نام چوبك را كه در اين ديار به «بيخ» مشهور است، در آب خيسانده و پس از چند بار جوشاندن، در ظرف بزرگ سفالي به نام «تغار» مي‌ريزند. مردان و جوانان فاميل با دسته‌اي از چوب‌هاي نازك درخت انار به نام «دسته گز»، مايع مزبور را آنقدر هم مي‌زنند تا به صورت كف درآيد و اين كار بايد در محيط سرد صورت گيرد، تا مايع كف كند. كف آماده شده با مخلوط كردن شيره شكر، آماده خوردن شده و پس از تزيين با مغز گردو و پسته براي پذيرايي مهمانان برده مي‌شود. در اين ميان، گروهي از جوانان قبل از شيرين كردن كف‌ها، با پرتاب آن به سوي همديگر و ماليدن كف به سر و صورت يكديگر، شادي و نشاط را به جمع مهمانان مي‌افزايند.
اما در استان اصفهان نيز از گذشته اي دور آيين‌هاي ويژه‌اي وجود داشته كه كم و بيش هنوز هم پا برجاست. به باور اصفهاني‌هاي قديم، زمستان به دو بخش «چله» و «چله‌كوچيكه» تقسيم مي‌شد، كه موعد چله از اول ديماه تا‪ ۱۰‬بهمن بود، اما «چله كوچيكه» از دهم بهمن آغاز مي‌شد و تا سي بهمن ادامه داشت.
در قديم، «قاشق‌زني» نيز بخشي از آيين شب يلدا بود كه دختران و پسران به در خانه آشنايان خود رفته و با قاش‌زني از صاحبخانه تنقلات مخصوص اين شب را مي‌گرفتند. فال گوش ايستادن در پشت در خانه نيز مرسوم بود، جوانان نيت مي‌كردند و فالگوش مي‌ايستادند و اولين حرفي را كه از رهگذري مي‌شنيدند، به منزله پاسخ نيت خود قلمداد مي‌كردند. همچنين برخي با انتخاب و شکستن گردو از روي پوکي و يا پري آن، آينده‌گويي مي‌کنند.
شاد زيستن و بانشاط بودن بخشي از فرهنگ زيستي ايرانيان است كه برگرفته از روح زيبا و ذوق سرشار آنها مي باشد و از اين رو شب يلدا نيز بهانه اي است كه ايرانيان براي شادي كردن و استفاده از فرصت‌ها براي شاد زيستن، از آن استفاده مي‌كردند.

منابع:
• مهر، فرهنگ. ديدي نو از آييني کهن.
• رازي، هاشم. گاهشماري و جشنهاي ايران باستان
• خبرگزاري ميراث فرهنگي
• خبرگزاري ايرنا

 
صفحه اول
درباره ما
آرشيو مجله
آرشيو سايت
اشتراک مجله
العربية
English Section
 
 

فهرست مسافران 43

 
 
 
يادداشت  
برزيل گستره اي فراتر از فوتبال  
مقصد درست است اما راه اشتباه ...  
معاون سياحتي منطقه آزاد قشم: مناطق آزاد براي گردشگري جاذب نيستند  
قشم آرامشي، به وسعت دنيا  
ژئوپارک بي نظير در خاورميانه  
روستاهاي هدف گردشگري در فارس  
سلامتي در سفر  
يلدا، شب عاشقان بي دل ...  
وقايع اتفاقيه  
ايران، از نگاه ژاپني ها  
نوروز در جهان  
هايت: ديروز، امروز Hyatt  
طراحي داخل اتاق هاي هتل از ديدگاه ارگونومي  
کالج ابوعلي سينا  
در هيچ اداره اي ما را راه نمي دهند  
شادياخ، مهد زندگي هنرمندان  
سود زودگذر براي آژانس ها، چالش ايجاد مي کند  
حقوق گردشگري  
نمايندگان يونسکو وضعيت توس را داوري کنند  
جلوه هاي ويژه در گردشگري  
ماجراي فرودگاه امام خميني (ره) و توهم 20 ميليون گردشگر  
از شعارهاي گردشگري تا جذب گردشگر  
تورهاي ورودي کشور متغير است  
شرايط جديد متقاضيان تأسيس دفاتر مسافرتي  
جايکا(Jica) توسعه گردشگري براي ايران  
فاز دوم طرح توسعه هتل کوثر اصفهان سال آينده افتتاح مي شود  
مديرعامل شرکت توسعه ي ايرانگردي و جهانگردي: گروه هتل هاي لاله تا پايان سال به بخش خصوصي واگذار مي شود  
براي برگزاري نمايشگاه هاي گردشگري، استراتژي مشخصي وجود ندارد  
مدير اجرايي اتحاديه ي هتلداران تهران: تعيين نرخ براي هتل ها بر خلاف مصوبه ي هيات دولت است  
بنياد مستضعفان، کتابچه استاندارد هتل تدوين مي کند  
بقايي در نخستين همايش راهبردي تعامل با رسانه‌ها: مديران بايد نحوه اطلاع‌رساني و تعامل را بياموزند  
قبل از سفر محل اقامت خود را رزرو کنيد  
VISION-X-DUBAI-2008  
مجموعه هوايي آشيانه پرواز توس  
رقابت و استانداردسازي  
ستاره هتل به چه معناست؟ خدمات بيشتر يا رفتار بهتر!  
راز و رمز موفقيت در مديريت هتل  
مسافر پارميس  
مديريت زنجيره اي بر پايه فن آوري اطلاعات  
غذاهاي عربي، ترکيبي از غذاهاي هندي؛ لبناني و بومي هاي خليج فارس  
Geo- park definition  
To Register Nowruz before New Year  
Third Int'l Hotel Expo in Kish Island  
Iran's Nine Days Deadline for Hosting ICOMOS Session  
A Trip to Japan  
Tourism Expo to Introduce Iran's Investment Opportunities  
Tourism Investment Packages in Khuzestan  
 
 

© Copyright 2009 www.mosaferan.ir

درباره ما | اشتراک مجله | آرشيو مجله | آرشيو سايت | اشتراک مجله